بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

111

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

نصف ميزان آن در افرادى است كه به كليسا نمىروند . كونيك ، هايز ، جرج و بلازر ، ( 1997 ) وودز ، آنتونى ، ايرونسون و كلينگ ( 1999 ) گزارش مىكنند كه استفاده زياد از مذهب به عنوان يك سازوكار براى كنار آمدن ، در دو نمونه مجزّا از افراد مبتلا به بيمارى HIV منجر به بروز نشانگان ( 44 ) كمترى از افسردگى و اضطراب گرديد . مطالعه ديگرى ( ميكلى ، كارسون ، و سوكن ، 1995 ) اين نظريه را مطرح مىكند كه مذهب مىتواند تأثيرى مثبت ( مثل ترغيب افراد به همبستگى اجتماعى ، ( 45 ) كمك به ايجاد معنا در زندگى ) يا منفى ( پروراندن احساس گناه يا شرمسارى بيش از حد در ذهن ، به كار بردن مذهب به‌عنوان يك راه فرار از مواجه شدن با مشكلات زندگى ) بر سلامت روانى داشته باشد . اين پژوهش همچنين گزارش داد كه افراد برخوردار از دين‌دارى درونى سطح بالا ، افسردگى و اضطراب كمترى دارند و كمتر در جست‌وجوى توجه نارساى كنش‌ورانه هستند . ( 46 ) اين افراد همچنين سطوح بالايى از قوى بودن من ، ( 47 ) همدلى و رفتار اجتماعى انسجام‌يافته ( 48 ) را به نمايش مىگذارند . پين ، برگين ، بيلما و جنكينز ؛ نقل از كيليگان ( 1991 ) در بررسى خود درباره مذهب و بهداشت روانى ، تأثيرات مثبت ديندار بودن بر بهداشت روان را از لحاظ ارتباط آن با متغيّرهاى خانواده ، ( 49 ) حرمت خود ، سازگارى شخصى ، ( 50 ) و رفتار اجتماعى ، گزارش كردند . به علاوه ، گارتنر ، لارسون و آلن ( 1991 ) مشخص كردند كه سطوح پايين ديندار بودن اغلب با اختلافات مربوط به كنترل نكردن تكانه‌ها ( 51 ) رابطه دارند . در مقابله مذهبى از منابع مذهبى مثل دعا و نيايش ، توكل و توسل به خداوند و . . . براى مقابله استفاده مىشود . يافته‌هاى اخير نشان داده‌اند از آنجايى كه اين نوع مقابله‌ها هم منبع حمايت عاطفى و هم وسيله‌اى براى تفسير مثبت حوادث زندگى هستند ، مىتوانند مقابله‌هاى بعدى را تسهيل نمايند ، بنابراين به كارگيرى آنها براى اكثر افراد ، سلامت ساز است . رفتارهاى مذهبى ارزش مثبتى در پرداختن به نكات معنىدار زندگى دارند . رفتارهايى از قبيل توكل به خداوند ، زيارت و غيره . . . مىتوانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش